أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
379
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
چنان كه گفت : فخرّ عليهم السقّف من فوقهم . و خداى از عاقبت و سر انجام آن عذاب نترسيد « 1 » كه از آن مضرّتى يا لائمتى « 2 » با وى راجع شود پس لا جرم بر ايشان در عذاب هيچ ابقا نكرد چنان كه كس از اين انديشه ابقا كند ضحّاك گفت كه : كشندهء ناقه از عاقبت عقر ناقه نترسيد به اين دليرى بر آن اقدام كرد .
--> ( 1 ) - مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين گفته : « [ وَ لا يَخافُ عُقْباها ] و حال آنكه نمىترسد عاقبت و تبعهء دمدمه را همچنانكه ملوك مىترسند از آنچه در عقب اهلاك واقع شود كه آن معارضهء خصم است با ايشان و انتقام كشيدن از ايشان و به جهت آن بعضى را باقى مىگذارند ؛ مراد آنست كه حق سبحانه و تعالى باكى از آن ندارد و حال آنكه هيچكس را بر او دست نيست و تبعات را بر او راه نه ، و ميتواند بود كه ضمير راجع بثمود باشد بر طبق سابق يعنى نترسيد خداى از عاقبت هلاك ثمود ، و نزد ضحّاك و سدّى و كلبى ضمير مستتر راجع بعاقر است يعنى نترسيد آن كسى كه عقر ناقه نمود از عاقبت آنچه بجا مىآورد از عقر و قتل زيرا كه او مكذّب صالح بود در وعيد عذاب و به جهت اين در عقر جسارت نمود و گويند : ضمير راجع است بصالح يعنى صالح نمىترسيد از عاقبت آنچه تخويف مىنمود ايشان را از عقر زيرا كه واثق بود بنجات خود . طبرسى ( ره ) در تفسير خود آورده كه : بروايات صحيحه و اساتيد وثيقه آمده كه عثمان بن صهيب از پدر خود روايت كرده كه حضرت رسول ( ص ) امير المؤمنين ( ع ) را گفت : يا علىّ من أشقى الاوّلين ؟ اى على شقىترين پيشينيان كيست ؟ - آن حضرت گفت : عاقر الناقة ؛ آن حضرت فرمود : راست گفتى ؛ فمن أشقى الاخرين ؛ پس بدبختترين پسينيان كيست ؟ - آن حضرت گفت : لا أعلم يا رسول اللّه ؛ نميدانم آن كيست ، حضرت رسول ( ص ) فرمود : الّذى يضربك على هذه ؛ آنكسى است كه شمشير بر اين موضع تو زند و اشاره كرد بتارك سر أمير المؤمنين . و از عمّار بن ياسر روايت است كه گفت : من و أمير المؤمنين در غزوهء عشيره در خواب بوديم در جائى كه درختان بسيار نشانيده بودند و خاك بسيار داشت به خدا سوگند كه ما را هيچ كس بيدار نساخت به غير از پيغمبر ( ص ) كه پاى مبارك خود را بر ما زد و ما را بيدار كرد و به جهت بسيارى گرد و خاك اعضاى ما خاكآلود شده بود آن حضرت فرمود كه : ألا أخبر كما بأشقى النّاس رجلين ؛ شما را خبر نكنم به دو مرد كه بدبختترين مرد مانند ؟ - گفتيم : بلى يا رسول اللّه ، آن حضرت فرمود : أحيمر ثمود الذى عقر النّاقة و الّذى يضربك يا علىّ على هذه و وضع يده على قرنه حتّى تبلّ منها هذه و أخذ بلحيته ؛ يكى سرخك قبيلهء ثمود است كه ناقهء صالح را پى كرد و ديگر آن كسى است كه تيغ زند بر اين موضع تو اى على ؛ و اشاره فرمود بر فرق او تا آنكه تر سازد اين موضع را از خون ؛ و لحيهء مبارك او بگرفت . و در روايت ثابت شده كه قدار اشقر موى بود و أزرق چشم و كوتاه بالا ملتزق الحلق لعنة اللّه عليه و على أتباعه » . ( 2 ) - در اقرب الموارد گفته : « اللائمة مؤنّث اللائم و اللّوم يقال : استحقّ اللائمة » و در منتهى الارب گفته : « لائمه نكوهش » پس معلوم شد كه لائمة مانند عاقبة و كاذبة بمعنى مصدر نيز ميآيد .